سه اثر تاریخی در زیبد گناباد
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی:

 گناباد پیش از اسلام گذرگاه و معبرداخلی فلات ایران وقسمتهای شرقی آن و بموجب اشعار شاهنامه محل برخورد ومیدان جنگ لشکریان ایران وتوران بوده است.این معبردر سمت جنوب از دو راه به قلب فلات ایران راه می یافت ودر کنار هریک از دو راه بناها واستحکاماتی ایجاد شده بوده است

 اول تنگل کلات که  اکنون راه اصلی محسوب می شوذ وفعلا راه آسفالته گناباد_فردوس از آن می گذرد وآثار قلعه فرود کلات گناباد در کنار شرقی آن بچشم میخورد.

 

 دوم تنگل زیبد که از گردنه ی امرود کوه سی کیلومتری جنوب غربی مرکز گناباد  میگذشته وفعلا نیز بصورت یک راه مالرو نسبتا وسیع است وسه اثر تاریخی موردمورد بحث در این مقاله دردوسوی آن قرار دارد.

 


 در ابتدای این تنگل قریه (عربی شده کوره)زیبد که در حدود یکهزارو دویست نفر جمعیت داردواقع است.(آمار 1348) هوای آن در زمستان معتدل و در تابستان خنک و مطبوع است. زیبد در بعضی اسناد مکتوب ریبد ثبت شده و این ناشی از اشتباه در کتابت است وگرنه این نام همواره با زیبد و زیود وجود داشته  وجنگ یازده رخ در کنار آن اتفاق افتاده است.

بموجب اشعار فردوسی شاعر گرانقدر ایران گودرز سردار لشکر ایران وپیران سردار لشکر توران در کنار قلعه زیبد  دست از جنگ  سپاه با سپاه می کشند و برای جلوگیری از خونریزی وکوتاه کردن راه مبارزه پیمان جنگ تن به تن می بندند به موجب این پیمان ١٢ جفت مبارز از هر جفت یکی ایرانی و دیگری تورانی باهم مبارزه می کنند :

اول فریبرز با گلباد

نخستین فریبرز گرد دلیر                    زلشکر برون تاخت بر سان شیر

دوم گیو با گروی زره

و دیگر گروی زره دیو نبود                   برون رفت با پور گودرز گیو

سوم گرازه با سیامک

سه دیگر سیامک زتوران سپاه                         بشد با گرازه با آوردگاه

چهارم فروهل بازنگله

چهارم فروهل بو زنگله                              دو جنگی بکردار شیر یله

پنجم رهام با بارمان

به پنجم جورهام گودرز بود                         که با برمان او نبرد آزمود

ششم بین باروئین

ششم بی ن گیو و روئین دمان                   بزه  بر نهاسادند هر دو کمان

هفتم هجیر با سپهرم

برون تاخت هفتم ز گردان هجیر               گونامدار و سوار هزیر

هشتم گرگین با اندریمان

چو گرگین به هشتم بشد کینه خواه            ابا اندریمان ز توران سپاه 

نهم برته با کهرم

نهم برته با کهرم تیغ زن                       دو خونی هردو سر انجمن    

دهم زنگنه ی شاوران با اخواست

دهم راز گردان وجنگ آوران                بشد ساخته زنگنه شاوران

یازدهم گودرز با پیران

چنان شد که پیران ز توران سپاه           سواری ندید اندر آوردگاه

سپهدار ایران و توران بهم                فراز آمدند اندرآن کین دژم

در اوج مبارزه با دست شکسته به سوی کوه می گریزد و می رود.

گودرز او را تعقیب میکند و پس از دیدن جسد خون آلود او به نزد لشکر بر می گردد.

نگهبانان ایران و توران در کوه زیبد و کوه گناباد شکست پیران می فهمند و لهاک و فر شیدورد دلیران لشکر پیران راه توران را پیش میگیرند.

  کیخسرو به زیبد می آید و فرمان دفن پیران  را می دهد تورانیان زینهار می خواهند و کیخسرو موافقت می کند و پس از چندی توقف در زیبد آهنگ شاه گنگ می نماید.علاوه بر اینکه این قلعه در دوره های مختلف (کیخسرو و بهرام چوبین)مورد استفاده بوده می توان گفت بر اساس آنچه تاریخ بلاذری گفته است  این استنباط که (قلعه زیبد )جناباد آخرین دژ آخرین پادشاه ساسانی بوده است با سایر یافته ها مطابقت می کند. کتاب فتوح البلدان البلاذری  ص 443 یزدگرد پس از حمله اعراب به اصفهان، استخر فارس، کرمان و سیستان رفت و از آنجا به سویی خراسان و مرو عزیمت نمود ماهویه مرزبان مرو، نیزک ترخان را به جنابذ گناباد به استقبال او فرستاد او یکماه نزد یزدگرد بود و از دختر شاه خواستگاری نمود اینکار  بر شاه سخت گران آمد که به جنگی خونین منجر شد و شاه در این جنگ کشته شد.

بعضی گفته اند آنگاه شاه به مرو رفت و توسط آسیابانی به قتل رسید. محل اقامت یزگرد می توانسته است قلعه زیبد و درب صوفه باشد.

  

                                            

 الف)قلعه ی زیبد

آثار این قله در جنوب غربی زیبد ابتدای تنگل وروی یک تپه به ار تفاع حدود 200 متر قرار دارد .

نقشه ی آن تقریبا مستطیل به طول 43 و عرض 30 متر ودر چهار گوشه دارای برج های مدوراست.این قله نسبتا کوچک است ولی در اطراف آن آثار بعضی قسمتهای ساختمانی از جمله بقایای دو حوض در شمال شرقی و شمال غربی وجود دارد که احتمالا می رساند مساحت بیشتری در زیر آن قرار داشته است. قله ی زیبد از نظر شکل ساده و از لحاظ ابعاد تقریبا نامنظم به نحوی که ضلع شرقی بلند تر از ضلع غربی است و برجهای گوشه ها در مقطع افقی دایره ی کامل نیست وبا مقایسه چهار برج تفاوتی بچش می خورد.

برج شمال شرقی : قطر بلندتر 310 سانتیمتر

قطر کوتاهتر 282 ***

کلفتی دیوار 125 ***

برج شمال غربی:قطر بلندتر380 ***

قطر کوتاهتر 352 ***

کلفتی دیوار125 ***

برج جنوب شرقی: قطر بلند تر297 ***

قطر کوتاهتر243 ***

کلفتی دیوار173 ***

برج جنوب غربی: قطر بلندتر364 ***

قطرکوتاهتر 310***

کلفتی دیوار 125 ***

به طوریکه ملاحظه می شود قطرداخلی برجها بین 380 با 243سانتی متر.

تغییر میکند و قطرخارجی نسبتا دارای اختلاف کمی است ضخامت چهار دیوار که ار تفاع آنها بین 321 تا 510 سانتیمتر است مساوی و درست 120 سانتی متر است .

در داخل قلعه فعلا انبوهی از سنگها ی مختلف الشکل رویهم انباشته شده و تشخیص نقشه و طرح قسمتهای مختلف ساختمانی دشوار است .

مصالح عمده ی قلعه ی زیبد نسبت به آنچه دیده می شود عبارت است از سنگ در دیوار .گل رس مخلوط باگچ در ملاط و آ جرو ساروچ در آب انبار . در میان سنگهای درون قلعه آجر های مدوری که بقطر حدود 5 متر در شمال غربی قلعه ودامنه ی تپه بچشم می خورد نیز آجرهای خاکی رنگ و صورتی بکار رفته است. آب قلعه از طریق تنگل زیبد تامین می شود و اثر مجرای آن در فاصله ی سی صد متری جنوب قلعه قابل تشخیص است .

 در این محل آسیاب آبی وجود دارد که تا سالهای اخیر قابل استفاده بوده و بنای خانه  آن نسبتا جدید به نظر می رسد ولی تنورره مخروط شکل آن که از سنگ و ملاط گچ و ساروچ ساخته شده احتمالا هم عصر قلعه و برای مصرف آن بوده است در چند متری آسیاب بوده است در چند متری این اسیا و سمت غرب تنگل یک غار وجود دارد که هنگام مراجعه نگارنده پر از زنبورهای سرخ بود و مطالعه ی آن میسر نگردید.(آسیاب آبی در حدود بیست متری دیوار سد فعلی واقع شده بود و برای خاک برداری و ایجاد خروجی سد تخریب گردید. غار ضلع جنوب غربی سد نیز برای توسعه و خاکبرداری سد تخریب شد در زمستانهای سرد از آن غار برای نگهداری گوسفندان استفاده می شد  )

ب)قلعه ی شاه نشین

در مغرب تنگل زیبد و حدود 5 کیلومتری قریه ی زیبد یک قله ی منفرد و مخروطی به چشم می خورد که پایه ی آن محدود است به : از مشرق به تنگل زیبد.

از شمال به تک بیدو از جنوب به تنگل کم چنار.

از مغرب به دره ی پشت کاریز شهاب.

برای بالا رفتن و صعود به قله می باید از تک بیدو  در جهت جنوب غربی به طرف زوبند آن تک و گردنه ی خاتومه رفت و در روی یک تیغه ی پشت ماهی به مشرق برگشت.

در این جا قله ی سرچشمه که در زیر قله ی شاه نشین است چون کله قندی به نظر می رسد که در شیب تند آن قطعات کوچک و بزگ سنگ قرار گرفته و با اندک حرکتی در روی هم به لغزد و صعود را مشکل کند.

باید در هر چند قدمی ایستاد و جای پای خود را محکم کرد وبا احتیاط کامل از گیاهانی که در خلال سنگها روئیده است کمک گرفت . در اینجا قطعات آجر خاکی و صورتی رنگ و سفالهای ساده و دارای لعاب سبز آبی و زرد دیده می شود و میرساند که سابقا نوک قله دارای بناهای آجری و محل زندگی فرد و یا مردمانی بوده است.

در سی متری انتهای قله صعود کاملا مشکل می شود وکسانی که جرات و نیروی کافی داشته باشند بزحمت می توانند از آنجا  نگاهی به پایین بیفکنند و به اوضاع و احوال  و قدرتهای که زندگی در راس این گونه قله ها را بمر حله ی عمل آورده است بیندیشند دراین جا اضافه بر قطعات آجر و سفال گاه خاکه ساروجهائی که از بالا فرو ریخته است و نشانه ی خراب شدن بناهای روی قله و دیواره های آن است دیده می شود هنگامی که به دشواری هر چه تمام تر به نوک قله برسند از قلعه ی شاه نشین جز سطحی بیضی شرقی_غربی که به قول راهنمای محلی چون گورستان با قبرهای فرورفته است چیزی نمی بینید وبا تامل و تفکرمی کنند که زمانی در این مکان بطوری که از اسمش پیداست شاهی می نشسته و برای نشستن او بناهای محکم و مطمئن و مناسبی وجود داشته است و به مرور زمان مورد قهرطبیعت و بی مهری و بی احتیاطی افرادی بی اطلاع قرار گرفته است

جای پایه های آجری و چاله های آن بخصوص سمت غربی نشان می دهد که اهالی دهکده های مجاور به تدریج و شایدهم در قرون اخیر آجرهای محکم  و ضخیم و بزرگ آن را برای ساختن حمام - مسجد و چنانکه جسته و گریخته در محل گفته می شود و یا مصارف دیگر کنده و برده اند و ندانسته اند که یک اثر پرازش باستانی موطن خود را ویران کرده اند.

با وجود آفتاب شدید روز  هشتم مرداد 1351 هوا خنک و مطبوع است

ولی جریان باد شدید اندازه گیری اقطار بیضی شکل قلعه را با متر تسمه ای مشکل می کند. راهنمای محلی قطر بلندتر را  از غرب به شرق و قطر کوتاهتر را از شمال به جنوب قدم می کند و متوجه می شود که اولی 110 قدم و دومی 36 قدم است.در جریان قدم زدن ودر انتهای شمالی قطر کوتاهتر چاهی سنگی بچشم می خورد. نزدیک شدن به دهانه ی آن به علت شیب لبه و طواف یا گردش به دور در روی آن به علت برآمدگی سنگی سمت شمال آسان نیست ولی قطر آن بیشتر از شش متر و عمق آن بیشتر از  5 متر بنظر می رسد.

شاید این همان چاهی باشد که بگفته بعضی از اهالی محل همه روزه وسیله ی چهل نفر دختر با کره از چشمه ی مجاور پر آب می شده است.

 

 ج)درب صوفه و قبر پیران ویسه.

تنگل زیبد پس از حدود هفت کیلومتر که از غرب قریه ی (عربی شده کلمه کوره دهه)زیبد به جنوب می رود به سمت راست منحرف می شود و در جهت شمال شرقی _جنوب غربی امتداد میابد و در این مسیر حد جنوبی پایه ی قله سرچشمه را تشکیل میدهد و ضمنا طریق دوم معبر فلات ایران و قسمتهای شرقی آن در گناباد را در بر می گیرد در ادامه و محاذات تنگل زیبد شاخه کوچکی از مسیل بنام تک اشتری باقی می ماند  و به زوبند پشت صوفه پیر منتهی می گردد .

در لبه ی شرقی این تک ایوان بزرگی در دل کوه حفر شده که درب صوفه نامیده می شود و ابعاد آن به این قرار است:

دهانه یا پهنا در کنر تک 20 متر .

عمق یا دراز از کنار تک 25متر.

بلندی متوسط 25متر.

در 1349/4/16 که نگارنده به اتفاق را هنمای محلی و با وسایل موجود ابعاد را مشخص نمود پنج پله ی سراسری سنگی هر یک به ارتفاع یک و عرض 5/2 متر در ابتدای ایوان وجود داشت کف آن نا صاف بوده و درته آن یک علم از چوب تنه سرو  با پارچه ی سیاه و خالدار نصب بود و اضافه بر آن چند درخت پر از برگ دو جلو ایوان و لبه ی تک وجود داشت به نحوی که گرفتن عکس از مقابل ایوان مشکل بود.

سقف ایوان وضع تقریبا گهواره ای داشت و با وجود گذشت سالیان دراز هنوز جای کلنگ در بعضی قسمت های آن قابل تشخیص بود .

از زوبند صوفه پیر که قطعا نام خود را از این ایوان گرفته است آب زلال گوارائی جریان داشت . این آب از جلو ایوان می گذشت و با چشمه ای که در خارج ضلع شمالی ایوان ظاهر می شد مخلوط می گردید و درختان سرسبز و مزارع مزرعه ای بنام درب صوفه را مشروب می گردید درب صوفه یکی از تفرجگاههای تابستانی مردم گناباد است وشاید اسلاف آنان نیز بهمین منظور آز آن استفاده می کرده اند.

 بالای ایوان عمودی شیاردار و تیزه سخره ی دیوار مانندی به بلندی نزدیک به پنجاه متر وجود دارد و نوک  آن به محلی می رسد که بر طبق حکایت شاهنامه و گفته های محلی گور پیران ویسه در آنجا است برای صعود به محل گور پیران ویسه می باید از سمت شرق و از کوره راهی که بمزارع وسط می رود استفاده کرد ولی راهنمای محلی نگارنده را از یک شکاف سنگلاخی و عریض که در شمال ایوان واقع بودبه بالا هدایت کرد. در این شکاف هزاران تن سنگ روی هم قرار دارند ولی با وجودیکه اکثر در اثر حرکت بپائین می غلتیدند ظاهرا خطر سقوط احساس نمی شد . حدود یک ساعت پس از حرکت به سطحی که مانند پشت شتردوکوهانه از شرق و غرب بدو بر آمدگی متصل بود رسیدیم . در فاصله ی بین دو بر آمدگی قطعات سنگ نا مرتب به صورت یک دیوار خراب شده بچشم می آید و در قسمتی از این دیوار خراب شده قطعات سنگ فراوان و پهنای آن زیادتر و درست کاری شده بود . همین قطعات  سنگ بر طبق گفته ی راهنما و قبول اهل محل قبر پیران ویسه است و احتمالا توسط  بعضی افراد غیر مجاز کندو کاو شده است. این نقطه در سمت جنوب قله ی سر چشمه و تقریبا در فاصله ی یک کیلومتری آن قرار دارد و در بین آن دو مانع دیدی وجود ندارد یعنی از بالای هر یک از دو قله  بخوبی قله ی دیگر دیده می شود.

راهنمای نگارنده در محل  قبر می گفت شهاب گبر در قله ی سر چشمه و پیران _ویسه در اینجا سنگر می بندند ولی هیچ یک نمی توانند بر دیگری غلبه کند تا بالاخره ................. سر پرونده می روند و در نتیجه مبارزه پیران کشته و در اینجا دفن می شود.

دلایل تاریخی هر سه دسته بناهای مذ کور با توجه بدلایل ذیل مربوط به پیش از اسلام و مورد استفاده در دوره ی ساسانی بنظر می رسد:

1_اشعار شاهنامه- ای اشعار به صراحت از زیبد بعضی نسخه ها (ریبد)نام می برد و حتی چگونگی مبارزه دلیران دو لشکر ایران وتوران و کیفیت تعقیب پیران را به وسیله ی گودرز حکایت میکند و اشاره می نماید که به فرمان کیخسرو پیران در زیبد دفن شده است احتمالا قله ی سرچشمه که چون کله ی قند است همان کوه مندرج در اشعار شاهنامه است وکوه پشت ایوان و حتی خود ایوان همان مدفن پیران ویسه است زیرا شخصیت بزرگی چون او که بفرمان شاه با مشک وعبیر وگلاب شسته وبا دیبای رومی پوشیده می شود در کوه خشک و خالی دفن نمی گردد . باحتمال قوی ایوان بزرگی که در محل درب صوفه نامیده می شود در همان موقع وجود داشته ویا حفر گردیده و پیران در خود ویا کوه پشت آن دفن شده است .

میتوان گفت بناهای روی قله ی سرچشمه در همان موقع وجود داشته و پیران نیز زیبد و استحکامات ومواضع اطراف آنرا می شناخته و احتمالا نظرش از ترک دشت و درپیش گرفتن کوه دست یافتن به نقطه ی امن ومستحکمی بوده است . در اینجا میباید یاد آور شد که ممکن است محل فوت و محل دفن پیران یکی نباشد.

                                               (17)

زیرا ابتدا جسدش را از کوه به اردوگاه آوردند . وپس از صدور فرمان کیخسرو دفن کردند. بعلاوه فردوسی اشاره به کوه زیبد میکند ومعمولا دیده بان در قله ای بدون جان پناه نمی ایستد بلکه احتیاج به برج و بارو و محلی مخصوصی دارد ومحل دیده بان مورد اشاره ی شاهنامه میباید دو قلعه ی شاه نشین ویا قلعه ی زیبد بوده باشد.

2_ شایعات و اخبار محلی _ این شایعات و اخبار که سینه به سینه نقل و قول می شود عموما دارای ارزش بوده بیشتر آنها اصالت دارد و اضافه بر آن اغلب محلهای باستانی دارای وجه تسمیه است و وجود تسمیه مدامی که خلاقی ثابت نشده باشد قابل قبول است بنابراین:

نام قلعه ی شاه نشین می فهماند که زمانی موقت یا دائم در بناهای رو قله ی سرچشمه زیبد شاهی می نشسته چه کیخسرو وچه یکی از شاهان تابع او نام زوبند صوفه پیر و زوبند رزوو می فهماند که آن زوبند در نزدیک ایوان منسوب به پیران ویسه قرار داشته است. نام قبر پیران ویسه ظاهرا دلیل وجود جسدوی و موید ایوان پایین قبر اواست.

اما درباره ی شایعات محلی  نگارنده برای تکمیل شنیده های قبلی در هشتم مرداد 1351 با آقای کربلائی حسن زیبدی ریش سفید محل و پیر مرد 104 ساله ی زیبد ملاقات نمودم ایشان گفتند :

قلعه ی زیبد بقدمت ارگ فرود است و آن ارگ و این قلعه ی باهم ساخته شده است . در زیبد لشکر کیخسرو و لشکر کیخسرو ولشکر پیران ویسه بهم رسیده و در دشت

                                        (19)

سرپروند باهم جنگ کردند و پیران ویسه کشته شده ودر پشت صوفه دفن گردید ایشان در مورد قلعه ی سرچشمه گفتند :در بلای آن یکی از سلاطین قدیم زندگی می کرده وآب چاه آن وسیله ی بزهای نر به بالا حمل می شده است . در بالای قلعه ساختمان آجری بوده که ایشان دیده اند وبی آن فعلا وجود دارد این گفته را راهنمای نگارنده نیز در تیر ماه 1349 اصولا ولی بشکل دیگر اظهار داشته بود او صاحب قلعه ی شاهنشین را شهاب گبر و وسیله ی حمل آب را انسان و مشک می دانست اوگفت در قلعه ی  شهاب آجرهای بزرگ و سفالهای مختلف وجود دارد و بعضی از اهالی کلاته ی شهاب از آن آجرها در ساختمان حمام و حوض استفاده کرده اند.

3-آثار مشهور- هر سه دسته بناهای پیش از اسلام بخصوص بناهای دوره ی ساسانی مشابه و قابل مقایسه است:

اول راجع به قلعه ی زیبد – این قلعه یک بنای دوره ی ساسانی بنظر می رسد زیرا :

اولا مانند اکثر قلاع آن دوره بر فراز تپه ودر کنار راه ساخته شده است.

ثانیا با اینکه قطعات داخل ظاهرا قابل تشخیص نیست در نظر گرفتن حصار و تقویت آن با برجهای مدور و هم چنین ملحقاتی از قبیل آب انبار و غیره درنقشه های دوره ی  ساسانی متدوامل بوده و نگارنده ضمن بررسی قلعه ی دختر شوراب گناباد در این باره توضیح داده است.

                                         (19)

ثالثا بکار بردن سنگ و آجر و ساروج و گچ و خاک در دوره ی ساسانی معمول بوده است .

دوم راجع به قله ی شاه نشین – این قلعه  مانند قلعه ی زیبد یک بنای ساسانی بنظر میرسد زیرا :

اولا بر فراز یک قله ی منفرد و رفیع و صعب العبور و واقع در کنار راهی که قلب فلات ایران را به قسمتهای شرقی آن مربوط می کرده ساخته شده است.

ثانیا با وجودیکه در وضع فعلی نقشه کلی و قطعات ساختمانی مشخص نیست وجود جای پایه ها و جای دیوار های آجری حکایت از تالارها واطاق های مربع و مستطیل می کند و با توجه به خاکه های گچ و ساروج معمول می شود که مصالح عمده ی آن آجر و گچ و ساروج یعنی همان مواد مورد استعمال در بناهای ساسانی بوده است .

ثالثا وجود چاه عمیق در سطح قلعه و شایعه ی حمل آب با مشک و بر طبق اظهار بعضی توسط دختران باکره احترام آب و خدای نا هید  رابخاطر میا ورد .

سوم راجع به درب صوفه پیر– صرفنظر از قبر پیروان ویسه که چیزی جز قطعات سنگ نا مرتب نشان نمی دهد و می باید در این مورد به خبر شاهنامه اکتفا کرد درب صوف  از نظر موقعیت و شیوه ی سقف یک ایوان ساسانی بنظر می رسد و ساختمانهایی همچون طاق بستان را بخاطر می آورد و اگر چه به خلاف آنچه فردوسی گفته است دخمه و مدفن پیران ویسه نباشد  احتمالا برای مصرفی نظیر آنچه در مورد طاق بستان مورد نظر بوده است و شاید می خواسته اند نقوشی در آن ایجاد نمایند.

                                              (20)

4.ملاحظات کلی – اولا بطوریکه  میدانیم قوم آریایی پارت یا اشکانیان در سرزمینهای بین دریای خزر دریاچه ی آرال و درواقع خراسان زندگی می کرده اند و با توجه به نقشه ی مربوط به آسانی استنباط می شود که گناباد در داخل حدودی که سرزمین اشکانیان  شمرده شده واقع بوده و ممکن است پس از استقرار شاهنشاهی اشکانی بعضی از فرمانروایان آن دوره در گناباد ساکن بوده واستحکامات و بناهائی بر طبق احتیاجات و سنتهای وقت بوجود آورده اند و یا آثار با قی مانده از دوره های قبل را متصرف  شده اند و پس از ایشان به حکام  دوره ی ساسانی انتقال یافته است .

 ثالثا ایالت کوهستان قهستان که گناباد اغلب ضمیمه و گاهی مرکز آن بوده در دوره ی ساسانی یکی از سرزمین های آباد ایران و مولد بزرگمهر وزیر مشهور ساسانی و مقر حکام قدرتمندی چون قارن و بستگان او بوده است . این حکام گاهی به نقاط مجاور حمله می کرده و یا سرزمینشان مورد حمله ی دیگران قرار می گرفته و ایجاد تاسیساتی چون قلعه ی زیبد و قلعه ی شاه نشین را ایجاب می کرده است. بعلاوه در این دوره راه های بزرگ احتیاج  به استحکامات و مشعل راهنماو معبد داشته است و می توان قلعه ی زیبد را یکی از استحکامات و قلعه ی شاه نشین را یک محل مشعل و معبد مشعل و معبد بشمار آورد .

ثالثا در قرون اولیه ی اسلامی بعلت عمر کوتاه سلسله ها و بعدا به علت فعالیتهای پیروان حسن صباح و حسین قاینی ایالت قهستان و به تبع شهرستان گناباد وضع متشنج و ناامنی داشته و حکام و بزرگان نا گریز از استفاده

                                                 (21)

و حفظ قلاع سابق و احیانا ایجاد قلاع جدید بوده اند و به همین جهت شاید بتوان تاریخ تاسیس این گونه بناها را به قرون اولیه اسلامی نسبت داد ولی ایجاد بناهای عظیم باقدرتهای متوسط بعید بنظر میرسد وجود سفالهائی که اکثر مربوط به قرون اول تا هفتم هجری بنظر میرسد نیز نمی تواند دلیل قاطعی در انتساب آنها به آن قرون باشد بلکه می تواند دلیل قابل سکونت بودن آنها در آن قرون شمرده شود . و بهر حال با انجام کاوشهای دقیق علمی وضعیت کلی این آثار بهتر روشن خواهند شد.

توضیح: بر اساس تحقیقات تاریخی و کشفیات اخیر(نگاه کنید به مقاله قنات میراث فرهنگی ایرانیان و پایان نامه اقوام و اقلیت ها در خراسان نوشته دکتر محمد عجم) می توان به جرات گفت که قلعه زیبد مورد استفاده یزگرد سوم قرار داشته و این قلعه آخرین پناهگاه او قبل از عزیمت به مرو بوده است  پیدا شدن چندین قبر در سالهای ١٣۵٣تا ١٣۵٧ در گبرستان کلاته شهاب و در دامنه ضلع جنوبی قلعه زیبد که جهت دفن آنها بسوی خورشید بود نشانگر صحت گفته های دکتر عباس زمانی است. این قلعه همچنین مورد اسماعیلیان  و فرمانروای طبس بوده است این قلعه با قلعه ارگ فورک و ارگ طبس از مقرهای باطنیان شیعه اسماعیلی بوده است.

منبع: مقاله دکتر عباس زمانی استادیار دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران- مجله بررسی های تاریخی شماره چهار - سال هفتم