سخنرانی حجت الاسلام عجم در مسجد امام باقر (ع) مشهد
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی:

این مراسم که صبح جمعه به مناسبت پانزدهمین روز درگذشت خانم زهرا صباغ در مسجد امام محمد باقر برگزار گردید حجت الاسلام عجم فرمودند:
لقد کرمنا بنی ادم"  بر اساس این ایه حقوق انسان و کرامت انسان ذاتی است حق نداریم این قاعده فراگیر و جهان شمول  و امره  را که بالاتر از هر قاعده ای قرار می گیرد تخصیص بزنیم و کوچک کنیم. بنی ادم یعنی تمام بشرها سیاه سفید غربی شرقی مسلمان و غیر مسلمان همه محترمند و کرامت دارند نه تنها انسان بلکه سایر موجودات هم کرامت دارند و حقوق دارند حیوانات هم حقوقی دارند انهاییکه می ایند و کرامت را محدود می کنند به انسان مومن و مسلمان و ..  ...  انها باعث تبعیض و بی عدالتی می شوند تبعیض محبت و عشق را از بین می برد و کینه و خشونت و نفرت را جایگزین می کند محصول ان می شود داعش خونخوار و جنایتکار .  انسانهای خودسری که به خود اجازه قتل انسان های دیگر را می دهد که بنظر او خطاکارند و یا حق نیستند . همه بر حق اند هیچ کس فکر نمی کند که ناحق است .  در قرون وسطی همین تفسیر مضیق از کرامت انسان باعث جنگهای خونینی شد که از درون ان لاییکها سر بر اوردند حقوق بشری که امروزه تدوین شده ماحصل تجارب تلخ انسان است که جنگهای مذهبی عامل ان بوده
 ماحصل همه قواعد حقوق انسان همین یک جمله است "لقد کرمنا بنی ادم "




 
شماره حساب خیریه
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٩  کلمات کلیدی: خیریه

‎شماره حساب خیریه:

۵۵۶۰۳۸۱۴۱۸۴۹۶۹/۱۲

‎شماره شبا:

۷۴۰۲۱۰۰۰۵۵۶۰۳۸۱۴۱۸۴۹۶۹۱۲

‎شماره کارت:

6277601842905935

https://telegram.me/zibadiha


 
موقوفات زیبد
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۸  کلمات کلیدی: موقوفات

باسلام
جهت اطلاع

حدودسال1362 دریک اقدام پی گیروطاقت فرسا اینجانب چندماهی باهمکاری روحانیون دیگرزیبدلیستی ازوقفها تهیه کردیم وفهرستی به خط اینجانب ازموقوفات موجود است، که ظاهرا یک نسخه دست آقای حاج علی قلی پور«حاج محمدعلی»ونسخه ای دست ابوی آقای حاج عباسعلی عجم می باشد.

ضمنامطلع ترین فرددراین موردایشان می باشندودرموردموقوفاتی که لیستش به اوقاف داده شده ایشان رابط غیررسمی ومعتمد،بوده اند.
باایشان وحاج آقای قلی پور مشورت وگفتگوشود،ومطالب واطلاعات گسترده ایشان درباره موقوفات ،درزیبدوموقوفات برای زیبددرسنو،وبعضی روستاهای اطراف گفتگوشده وضبط شود.

بیشترکارهاانجام شده،خیلی ازموقوفه هاآن سال زنده شد،باوقف نامه هاکه باهمکاری حاج آقای وثوق کپی شدوخوانده شد.
چندموقوفه بااستشهادپیران زنده شد.
وبه برکت آن حرکت، وقف هایی سرگرفت که یکی ازآنهامکان فاطمیه است.

حاج آقا محسنی


 
مراسم کلنگ زنی ساختمان خیریه
ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٧  کلمات کلیدی:

در تاریخ 1398/09/27 مراسم کلنگ زنی ساختمان خیریه در محل زمین خیریه در روبروی بهدای زیبد برگزارشد. مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط آقای علی قلی پور شروع گردید.

سخنرانی حاج علی قلی پور از بنیانگذاران خیریه:

خیر مقدم عرض می کنم خدمت کلیه سروران عزیز که امروز در این محل جمع شده اید تا با کمک همدیگر سنگ بنای ساختمان خیریه را بگذاریم.


 
جشن میلاد و شب یلدا(چله) در روستای اسطوره ای و کهن زیبد
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

با همت خیریه سرو سبز کهن زیبد و دهیاری و انجمن میراث فرهنگی زیبد در شب 1395/09/27 مصادف با شب میلاد رسول اکرم(ص) و امام صادق(ع) و همچنین به مناسبت شب یلدا مراسم جشنی در سالن فرهنگی ورزشی سردار شهید علی عجم در روستای اسطوره ای و کهن زیبد برگزار گردید.


 
آیا می دانید حسینیه زیبد چگونه ساخته شد؟
ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی: حسینیه زیبد

 تقریبا بعد از زلزله کاخک بود .  در زیبد از مدتها قبل  فضایی نزدیک  غال کلبعلی (پایو حسینیه ) برای حسینیه در نظر گرفته شده بود و دیوار هم شده بود اما  سقف اتاقها را نزده بودند.  و نیمه کاره رها شده بود. یک روزی غلوم کلبحمد (روح اش شاد) آمد سر کوچه و گفت دیشب خواب دیدم یک سید بزرگوار و نورانی(امام زمان عج)  یک مشعل آتش بزرگی در دست از جای قلعه آمد پایین و بسوی ده آمد  و گفت این ده مستحق اتش است  چرا حسینیه را تکمیل  نمی کنید و همچنان رفت و در جای  درخت سور   با همان آتش یا مشعل فروزانی که در دست داشت غیب شد.  فکر کنم این خواب را برای حاج آقای وثوق هم تعریف کرد. و بعد رفت برای حاج آقای مدنی  تعریف کرد و خلاصه مردم ترسیدن و آمدند شروع به کار کردند . برای نمای آجری هم یک کوره  اجر پزی درست کردند  و خشتها زده شد و در کوره پخته شد  من هم چند روز کار کردم ظهر به  کارگرها نون با چند عدد خرما می دادند  کار تمام شد و حاج آقای مدنی آمد حسینیه را افتتاح کرد. محل کوره آجر تقریبا نزدیک همین جایی است که قرار است خیریه ساخته شود. ضمنا  غال کلبیعلی به پیشنهاد حاج محمد زیبدی به پای او و تغییر نام داد . قبلا محل خروجی کاریز زیبد نزدیک کوچه تنبی بوده بعد غال کلبعلی باز کردند.

(کتر محمد عجم)


 
حسینیه زیبد
ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی: حسینیه زیبد

عزاداری. ،،وسینه زنی در زمان  قدیم که زیبد حسینیه نداشت،،، در ایام محرم روضه خوانی در مسجد جامع که بنای بسیار زیبا و مستحکم  شامل چهار ردیف در چهار ردیف گنبد با ستونهایی به قطر ۱٫۵ متر  شبستانی تو در تو بسیار زیبا بنا شده بود و در کنج هر ستون در زیر طاق چراغ فانوسی می گذاشتن و عزاداری از شب اول یا دوم محرم شروع می شد و در شروع مراسم پا منبری علیگ برندا خدا بیامز شروع  به پا منبر خونی می کرد  و پس از آن حاج آقا وثوق روضه می خواندند و در اواسط روضه که حاج آقا با بیان شیوا و آواز زیبای خود اشک همه را از زن ومرد پیرو جوان در می آورد ند، جوانان و نو جوانان همراه چند تن از ریش سفیدان بلند می شدند و لباس از تن در کرده و داخل همان مسجد شروع به سینه زنی می کردند و بعد از نیم ساعت با نظم و ترتیب بسیار خوبی بیرون می رفتند و تا روی قبرستان دور می زدند و به مسجد می آمدند و مدتی کوتاه سینه می زدند. نوحه خوان های آن زمان آقای حسین عجم برادر حاج علی آقای عجم و آقای علی اکبری یادم می آید. پس از یکی دو سال خدا رحمت کند کلبعلی لباف پدر زن محمد اکبر زاده (مد تقی) که همسایه پدر من بود خانه خود را که در همین جای فعلی حسینیه بود برای  عزاداری در اختیار مردم گذاشت و مردم هم برای اینکه سینه زنان در شب سرما نخورند چادری که از الیاف پنبه و نخ و مو بافته شده بود به وسیله عمودی بلند در وسط حیاط خانه بر پا می کردن و چادر را روی آن پهن می کردند و دور تا دور آن را به وسیله طناب در پشت بام محکم می بستند که برف و باران روی عزاداران نریزد و از آن زمان دیگر هیئت از حسینیه حرکت می نمود به سمت مسجد تا اینکه بعد از سه چهار سال خدا رحمت کند کلبعلی لباف و خداوند بیامرز حاج حسین تازیک که خانه اش پشت حسینیه بود و دربش از کوچه فرعی روبری پایه حسینیه یا همان قال کلبعلی خودمان باز می شد امدند و خانه های خود را در اختیار مردم گذاشتند و خداوند رحمت کند تمام بانیان و دست اندرکاران را که واقعآ  ه‍مت داشتند آمدند حسینیه را بنا کردند. بگردم ه‍مت جانانه پیران ده را ناگفته نماند در همان نبش خانه کلبعلی لباف یک اطاق بلندی بود که مسجد کلبعلی لباف معروف بود و خادم آن هم خدا رحمت کند زن محمد مد تقی  دختر کلبعلی لباف بود و هر شب می آمد و چراغ موشی و این اواخر چراغ فانوس مسجد را روشن می کرد و اگر فقیری و یا مسافری می آمد و شب می خواست در زیبد بماند در همان مسجد بیتوته می کردند و شب را صبح می کردند یادش بخیر چه صفایی داشت آن کوچه ها و مردمانش شادی و نشاط مهرو محبت گذشت و فداکاری خلاصه مطلب انسان و انسانییت در زیبد موج میزد.  باز هم خداوند روح یکا یکشان را قرین رحمت کند  ،،،، نوشته  جناب اقای حسن دهقانی


 
ماجرای قال کلبعی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی: اماکن و نمادهای زیبد

سلام بر خوانندگان عزیز

قال کربلائی علی (یاهمان قال کلبعلی ) کجاست و کربلایی علی کیست و چرا تغییر نام یافت مرحوم کربلائی علی آقا احمد از بیکهای زیبد بود علی رقم برادرانش که ازملاکان یودند و حتی در دستگاه دولت قاجار و رضاشاه نفوذ داشتند فردی خوش اخلاق بود و فرزند برادرش ( که بااسب برای کشف حجاب فعالیت داشت) نصیحت میکرد که به مردم ظلم نکند ,منزل او در ابتدای دروازه زیبد واقع شده بود و چون رهگذران زیادی از آنجامی گذشتند و قنات آب هم زیاد گودبود و مردم نمیتوانستند آب بردارند لذا کلبعلی تصمیم میگیرد تا سردابی حفرکند ,در آنزمان امکانات نبود او خودش تنها با قطعه سنگ و یک تیکه آهن شروع به کندن نمود و خاک سنگ آنرا نیز روی توبره بیرون میکشید , چند ماهی طول کشید تا این سرداب آماده شد , او برای اینکه شاید بعضی ها نتوانند از سرداب پائین بروند اصل سرقنات را بصورت حلقه چاه درست کرد و یک دبل باپوست حیوان را با یک ریسمان آنجا گذاشت تا مردم بتوانند از آنجا آب بردارند مردم زیبد آنجا را قال کلبعلی نامیدند و این نام تاسال 1352 بر سر زبانها بود و هنوز هم آنهایی که میشناسند به همین نام میگویند ( این نام پایو حسینیه را جناب آقا شیخ ابراهیم تقوی فر ) بر آن گذاشت , کربلائی علی آقا احمد میشود جد چهارم احمد علی نژاد چه خوب است به پیران خیر هر زمان احترام گذاشت و نام آنهارا به یادگار نگه داشت خداوند همه کسانی که ازخود اثری نافع بجا گذاشته اند رحمت کند , واقفین حمام ,مسجد ,حسینیه و خیراتخانه هایی که برای اسکان فقرا و مسافرین و درماندگان در زیبد بود که الان وجود ندارد خداوند همه را رحمت کند کربلابی احمد علی نژاد


 
← صفحه بعد صفحه قبل →