صندوق قرض الخسنه سرو کهن زیبد
ساعت ٦:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی:

روز 25 دیماه در تاریخ زیبد ماندگار خواهد شد. امروز روزی است که موسسین خیریه سرو سبز کهن زیبد تصمیم گرفتند در دومین گام خود برای رفع نیازمندی های عزیزانشان در زیبد اقدام به تاسیس صندوق قرض الحسنه سرو کهن زیبد بگیرند.

این صندوق به عنوان بخشی از موسسه خیریه خواهد بود که به پرداخت وام های قرض الحسنه به نیازمندان مشغول خواهد شد. ما به عنوان بنیانگذاران موسسه خیریه نمایندگان شما خیرین عزیز هستیم تا بتوانیم در کنار همدیگر چهره زشت فقر و نداری را از روستای عزیزمان پاک کنیم.

ما همگی دست در دست همدیگر تلاش می کنیم تا نیازمندی در دیارمان باقی نماند. من و تو ای همشهری عزیز در قبال هموطنان خود مسئولیم. هر کدام از ما که بتوانیم گرهی از کار این عزیزان باز کنیم و آن را دریغ داریم قطعا مسئولیم و باید پاسخگو باشیم.

اگر نمایندگان شما مردم فهیم زیبد در موسسه خیریه، با سرعت در حال رشد و توسعه خیریه هستند، به این دلیل است که به شما و اراده شما و نیک اندیشی شما خیرین بزرگوار ایمان دارند. ما می دانیم که هر یک از شما سفیرانی هستید برای تبلیغ و کمک به خیریه.

از شما مردم بزرگ زیبد درخواست می کنیم با واگذاری سپرده های هرچند کوچک خود به صندوق قرض الحسنه ما را در این هدف بزرگ تنها نگذارید.

از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: کسى که به برادر مسلمان خود قرض دهد، در برابر هر درهمى که قرض داده هم وزن کوه احد و کوه رضوان و کوه سینا، حسنات خواهد داشت. و اگر براى وصول آن مدارا کند، از پل صراط همچون برق جهنده بدون حساب و عذاب خواهد گذشت.

نمایندگان شما منتظر دست های مهربانتان هستند تا آن ها را در دست نیازمندان واقعی بگذارند تا از لذت کمک به هم نوع بهره مند گردید. به امید دیدار


 
لایروبی قنات زیبد، امید را به مردم روستا برمی‌گرداند
ساعت ٤:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٢٦  کلمات کلیدی:
دهیار روستای زیبد گناباد گفت: با بررسی انجام شده قنات این روستا پس لایروبی کامل آب آن به هفت لیتر در ثانیه خواهد رسید و همین مقدار امید را به مردم روستا برمی‌گرداند؛ البته بایستی از آب قنات به صورت بهینه که بهره وری بالایی داشته باشد استفاده کرد.
مهدی قاینی در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایسنا- منطقه خراسان، ضمن بیان این مطلب اظهار کرد: روستای زیبد در سال 1324 در تقسیمات کشوری به مرکز دهستان ارتقاء یافته و قریب 18 روستا نیز زیرمجموعه این دهستان است.

 
اولین جشنواره فردوسی و ۱۲ رخ در زیبد برگزار شد.
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:

به همت انجمن میراث فرهنگی و دهیاری دهستان زیبد و تعدادی از فرهیختگان روستا، اولین  جشنواره بزرگداشت فردوسی در  زیبد گناباد  محل پیروزی بزرگ ایرانیان در جنگ ۱۲ رخ در تاریخ 1395/2/28 از ساعت 16 تا 18 در کنار قلعه زیبد  و در مجموعه فرهنگی ورزشی سردار شهید علی عجم این دهستان برگزار شد.


 
کارکرد اساسی وقف ونقش آن در فقر زدایی از جامعه
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی: موقوفات

وقف نهادى است که از طریق آن مى توان بخش قابل توجهى از مشکلا ت و تنگناهاى جامعه را شناخت و اموال و دارایى هاى افراد نیکوکار را داوطلبانه در جهت رفع آنها به کار بست. این نهاد با وجود برخوردارى از قدمت زیاد آنطور که شایسته است فراگیر نشده و نقش آن در ابعاد گوناگون تا حدودى مکتوم و مستور مانده است.


 
سه اثر تاریخی در زیبد گناباد
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی:

 گناباد پیش از اسلام گذرگاه و معبرداخلی فلات ایران وقسمتهای شرقی آن و بموجب اشعار شاهنامه محل برخورد ومیدان جنگ لشکریان ایران وتوران بوده است.این معبردر سمت جنوب از دو راه به قلب فلات ایران راه می یافت ودر کنار هریک از دو راه بناها واستحکاماتی ایجاد شده بوده است

 اول تنگل کلات که  اکنون راه اصلی محسوب می شوذ وفعلا راه آسفالته گناباد_فردوس از آن می گذرد وآثار قلعه فرود کلات گناباد در کنار شرقی آن بچشم میخورد.

 

 دوم تنگل زیبد که از گردنه ی امرود کوه سی کیلومتری جنوب غربی مرکز گناباد  میگذشته وفعلا نیز بصورت یک راه مالرو نسبتا وسیع است وسه اثر تاریخی موردمورد بحث در این مقاله دردوسوی آن قرار دارد.

 


 
داستان کمک به نیازمندان
ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی:
وقتی امام باقر علیه السلام پدرش علی بن الحسین علیه السلام را غسل می داد چشم همراهان او به بدن امام سجاد علیه السلام افتاد و دیدند که زانوها و سرانگشت پاهای او از زیادی سجده پینه بسته است و کتف او نیز پنبه بسته است . به امام باقر علیه السلام عرض کردند پینه بستن پای او از ادامه سجده های مکرر و طولانی است اماشانه های او چرا پینه بسته است ؟ امام علیه السلام فرمود: اگر پدرم نمرده بود چیزی به شما نمی گفتم . روزی نبود مگر اینکه او مسکین یا مساکینی را در حد امکان سیر می کرد و وقتی شب می شد آنچه از خوردنی در منزل اضافه داشت در کیسه ای می گذارد و در هنگامی که مردم می خوابیدند آنها را بر دوش می گذارد و بسوی منازل افرادی می رفت که از روی حیا از مردم در خواستی نداشتند و آنها را بین آنها تقسیم می کرد به گونه ای که آنها متوجه نشوند تنها من می دانستم و البته هدف او این بود که بطور پنهانی و بدست خود صدقه بدهد و می فرمود: صدقه السر تطفی غضب الرب کما تطفی الماء النار فاذاتصدق احدکم فاعطی بیمینه فلیحفها عن شماله . صدقه پنهانی شعله های غضب پروردگار را خاموش می کند همان گونه که آب وآتش را خاموش می کند، وقتی کسی از شما بادست راست خود صدقه می دهد آن را از دست چپ مخفی بدارد.
 
کمک به دیگران در واقع کمک به خودمان است
ساعت ٩:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی:
در سال 1974 مجله گاید پست، گزارش مردی را نوشت که برای کوهپیمایی به کوهستان رفته بود. نگهان برف و کولاک او را غافلگیر کرد و در نتیجه راهش را گم کرد. از آنجا که برای چنین شرایطی پوشاک مناسبی همراه نداشت، می­دانست که هر چه سریعتر باید پناهگاهی بیابد. در غیر اینصورت یخ می­زد و می­مرد. علی­رغم تلاشهایش دستها و پاهایش بر اثر سرما کرخت شدند. می­دانست وقت زیادی ندارد. در همین موقع پایش به کسی خورد که یخ زده بود و در شرف مرگ بود. او می­بایست تصمیم خود را می­گرفت. دستکشهای خیس خود را در آورد، کنار مرد یخ زده زانو زدو دستها و پاهای او را ماساژداد. مرد یخ زده جان گرفت و تکان خورد و آنها به اتفاق هم به جستجوی کمک به دیگری، در واقع به خودشان کمک می­کردند. کرختی با ماساژ دادن دیگری از بین می­رفت. ما انسانها در واقع با کمک کردن به دیگران به خودمون کمک می­کنیم. خیلی وقتها همدلی با دیگران حتی می­تونه از بار دلهای خودمون کم کنه.
 
سالگرد شهادت برادران حسین و علی عجم
ساعت ٥:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٥  کلمات کلیدی:

تقدیم به روح بلند دو برادرشهید زادگاهم علی و حسین عجم به مناسبت سالگرد شهادتشان🌷🌷🌷


 
سخنرانی حجت الاسلام عجم در مسجد امام باقر (ع) مشهد
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۱٠  کلمات کلیدی:

این مراسم که صبح جمعه به مناسبت پانزدهمین روز درگذشت خانم زهرا صباغ در مسجد امام محمد باقر برگزار گردید حجت الاسلام عجم فرمودند:
لقد کرمنا بنی ادم"  بر اساس این ایه حقوق انسان و کرامت انسان ذاتی است حق نداریم این قاعده فراگیر و جهان شمول  و امره  را که بالاتر از هر قاعده ای قرار می گیرد تخصیص بزنیم و کوچک کنیم. بنی ادم یعنی تمام بشرها سیاه سفید غربی شرقی مسلمان و غیر مسلمان همه محترمند و کرامت دارند نه تنها انسان بلکه سایر موجودات هم کرامت دارند و حقوق دارند حیوانات هم حقوقی دارند انهاییکه می ایند و کرامت را محدود می کنند به انسان مومن و مسلمان و ..  ...  انها باعث تبعیض و بی عدالتی می شوند تبعیض محبت و عشق را از بین می برد و کینه و خشونت و نفرت را جایگزین می کند محصول ان می شود داعش خونخوار و جنایتکار .  انسانهای خودسری که به خود اجازه قتل انسان های دیگر را می دهد که بنظر او خطاکارند و یا حق نیستند . همه بر حق اند هیچ کس فکر نمی کند که ناحق است .  در قرون وسطی همین تفسیر مضیق از کرامت انسان باعث جنگهای خونینی شد که از درون ان لاییکها سر بر اوردند حقوق بشری که امروزه تدوین شده ماحصل تجارب تلخ انسان است که جنگهای مذهبی عامل ان بوده
 ماحصل همه قواعد حقوق انسان همین یک جمله است "لقد کرمنا بنی ادم "




 
شماره حساب خیریه
ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٩  کلمات کلیدی: خیریه

‎شماره حساب خیریه:

۵۵۶۰۳۸۱۴۱۸۴۹۶۹/۱۲

‎شماره شبا:

۷۴۰۲۱۰۰۰۵۵۶۰۳۸۱۴۱۸۴۹۶۹۱۲

‎شماره کارت:

6277601842905935

https://telegram.me/zibadiha


 
موقوفات زیبد
ساعت ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/۸  کلمات کلیدی: موقوفات

باسلام
جهت اطلاع

حدودسال1362 دریک اقدام پی گیروطاقت فرسا اینجانب چندماهی باهمکاری روحانیون دیگرزیبدلیستی ازوقفها تهیه کردیم وفهرستی به خط اینجانب ازموقوفات موجود است، که ظاهرا یک نسخه دست آقای حاج علی قلی پور«حاج محمدعلی»ونسخه ای دست ابوی آقای حاج عباسعلی عجم می باشد.

ضمنامطلع ترین فرددراین موردایشان می باشندودرموردموقوفاتی که لیستش به اوقاف داده شده ایشان رابط غیررسمی ومعتمد،بوده اند.
باایشان وحاج آقای قلی پور مشورت وگفتگوشود،ومطالب واطلاعات گسترده ایشان درباره موقوفات ،درزیبدوموقوفات برای زیبددرسنو،وبعضی روستاهای اطراف گفتگوشده وضبط شود.

بیشترکارهاانجام شده،خیلی ازموقوفه هاآن سال زنده شد،باوقف نامه هاکه باهمکاری حاج آقای وثوق کپی شدوخوانده شد.
چندموقوفه بااستشهادپیران زنده شد.
وبه برکت آن حرکت، وقف هایی سرگرفت که یکی ازآنهامکان فاطمیه است.

حاج آقا محسنی


 
مراسم کلنگ زنی ساختمان خیریه
ساعت ۳:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٧  کلمات کلیدی:

در تاریخ 1398/09/27 مراسم کلنگ زنی ساختمان خیریه در محل زمین خیریه در روبروی بهدای زیبد برگزارشد. مراسم با تلاوت آیاتی چند از کلام الله مجید توسط آقای علی قلی پور شروع گردید.

سخنرانی حاج علی قلی پور از بنیانگذاران خیریه:

خیر مقدم عرض می کنم خدمت کلیه سروران عزیز که امروز در این محل جمع شده اید تا با کمک همدیگر سنگ بنای ساختمان خیریه را بگذاریم.


 
جشن میلاد و شب یلدا(چله) در روستای اسطوره ای و کهن زیبد
ساعت ٤:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی:

با همت خیریه سرو سبز کهن زیبد و دهیاری و انجمن میراث فرهنگی زیبد در شب 1395/09/27 مصادف با شب میلاد رسول اکرم(ص) و امام صادق(ع) و همچنین به مناسبت شب یلدا مراسم جشنی در سالن فرهنگی ورزشی سردار شهید علی عجم در روستای اسطوره ای و کهن زیبد برگزار گردید.


 
آیا می دانید حسینیه زیبد چگونه ساخته شد؟
ساعت ٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی: حسینیه زیبد

 تقریبا بعد از زلزله کاخک بود .  در زیبد از مدتها قبل  فضایی نزدیک  غال کلبعلی (پایو حسینیه ) برای حسینیه در نظر گرفته شده بود و دیوار هم شده بود اما  سقف اتاقها را نزده بودند.  و نیمه کاره رها شده بود. یک روزی غلوم کلبحمد (روح اش شاد) آمد سر کوچه و گفت دیشب خواب دیدم یک سید بزرگوار و نورانی(امام زمان عج)  یک مشعل آتش بزرگی در دست از جای قلعه آمد پایین و بسوی ده آمد  و گفت این ده مستحق اتش است  چرا حسینیه را تکمیل  نمی کنید و همچنان رفت و در جای  درخت سور   با همان آتش یا مشعل فروزانی که در دست داشت غیب شد.  فکر کنم این خواب را برای حاج آقای وثوق هم تعریف کرد. و بعد رفت برای حاج آقای مدنی  تعریف کرد و خلاصه مردم ترسیدن و آمدند شروع به کار کردند . برای نمای آجری هم یک کوره  اجر پزی درست کردند  و خشتها زده شد و در کوره پخته شد  من هم چند روز کار کردم ظهر به  کارگرها نون با چند عدد خرما می دادند  کار تمام شد و حاج آقای مدنی آمد حسینیه را افتتاح کرد. محل کوره آجر تقریبا نزدیک همین جایی است که قرار است خیریه ساخته شود. ضمنا  غال کلبیعلی به پیشنهاد حاج محمد زیبدی به پای او و تغییر نام داد . قبلا محل خروجی کاریز زیبد نزدیک کوچه تنبی بوده بعد غال کلبعلی باز کردند.

(کتر محمد عجم)


 
حسینیه زیبد
ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی: حسینیه زیبد

عزاداری. ،،وسینه زنی در زمان  قدیم که زیبد حسینیه نداشت،،، در ایام محرم روضه خوانی در مسجد جامع که بنای بسیار زیبا و مستحکم  شامل چهار ردیف در چهار ردیف گنبد با ستونهایی به قطر ۱٫۵ متر  شبستانی تو در تو بسیار زیبا بنا شده بود و در کنج هر ستون در زیر طاق چراغ فانوسی می گذاشتن و عزاداری از شب اول یا دوم محرم شروع می شد و در شروع مراسم پا منبری علیگ برندا خدا بیامز شروع  به پا منبر خونی می کرد  و پس از آن حاج آقا وثوق روضه می خواندند و در اواسط روضه که حاج آقا با بیان شیوا و آواز زیبای خود اشک همه را از زن ومرد پیرو جوان در می آورد ند، جوانان و نو جوانان همراه چند تن از ریش سفیدان بلند می شدند و لباس از تن در کرده و داخل همان مسجد شروع به سینه زنی می کردند و بعد از نیم ساعت با نظم و ترتیب بسیار خوبی بیرون می رفتند و تا روی قبرستان دور می زدند و به مسجد می آمدند و مدتی کوتاه سینه می زدند. نوحه خوان های آن زمان آقای حسین عجم برادر حاج علی آقای عجم و آقای علی اکبری یادم می آید. پس از یکی دو سال خدا رحمت کند کلبعلی لباف پدر زن محمد اکبر زاده (مد تقی) که همسایه پدر من بود خانه خود را که در همین جای فعلی حسینیه بود برای  عزاداری در اختیار مردم گذاشت و مردم هم برای اینکه سینه زنان در شب سرما نخورند چادری که از الیاف پنبه و نخ و مو بافته شده بود به وسیله عمودی بلند در وسط حیاط خانه بر پا می کردن و چادر را روی آن پهن می کردند و دور تا دور آن را به وسیله طناب در پشت بام محکم می بستند که برف و باران روی عزاداران نریزد و از آن زمان دیگر هیئت از حسینیه حرکت می نمود به سمت مسجد تا اینکه بعد از سه چهار سال خدا رحمت کند کلبعلی لباف و خداوند بیامرز حاج حسین تازیک که خانه اش پشت حسینیه بود و دربش از کوچه فرعی روبری پایه حسینیه یا همان قال کلبعلی خودمان باز می شد امدند و خانه های خود را در اختیار مردم گذاشتند و خداوند رحمت کند تمام بانیان و دست اندرکاران را که واقعآ  ه‍مت داشتند آمدند حسینیه را بنا کردند. بگردم ه‍مت جانانه پیران ده را ناگفته نماند در همان نبش خانه کلبعلی لباف یک اطاق بلندی بود که مسجد کلبعلی لباف معروف بود و خادم آن هم خدا رحمت کند زن محمد مد تقی  دختر کلبعلی لباف بود و هر شب می آمد و چراغ موشی و این اواخر چراغ فانوس مسجد را روشن می کرد و اگر فقیری و یا مسافری می آمد و شب می خواست در زیبد بماند در همان مسجد بیتوته می کردند و شب را صبح می کردند یادش بخیر چه صفایی داشت آن کوچه ها و مردمانش شادی و نشاط مهرو محبت گذشت و فداکاری خلاصه مطلب انسان و انسانییت در زیبد موج میزد.  باز هم خداوند روح یکا یکشان را قرین رحمت کند  ،،،، نوشته  جناب اقای حسن دهقانی


 
ماجرای قال کلبعی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٦  کلمات کلیدی: اماکن و نمادهای زیبد

سلام بر خوانندگان عزیز

قال کربلائی علی (یاهمان قال کلبعلی ) کجاست و کربلایی علی کیست و چرا تغییر نام یافت مرحوم کربلائی علی آقا احمد از بیکهای زیبد بود علی رقم برادرانش که ازملاکان یودند و حتی در دستگاه دولت قاجار و رضاشاه نفوذ داشتند فردی خوش اخلاق بود و فرزند برادرش ( که بااسب برای کشف حجاب فعالیت داشت) نصیحت میکرد که به مردم ظلم نکند ,منزل او در ابتدای دروازه زیبد واقع شده بود و چون رهگذران زیادی از آنجامی گذشتند و قنات آب هم زیاد گودبود و مردم نمیتوانستند آب بردارند لذا کلبعلی تصمیم میگیرد تا سردابی حفرکند ,در آنزمان امکانات نبود او خودش تنها با قطعه سنگ و یک تیکه آهن شروع به کندن نمود و خاک سنگ آنرا نیز روی توبره بیرون میکشید , چند ماهی طول کشید تا این سرداب آماده شد , او برای اینکه شاید بعضی ها نتوانند از سرداب پائین بروند اصل سرقنات را بصورت حلقه چاه درست کرد و یک دبل باپوست حیوان را با یک ریسمان آنجا گذاشت تا مردم بتوانند از آنجا آب بردارند مردم زیبد آنجا را قال کلبعلی نامیدند و این نام تاسال 1352 بر سر زبانها بود و هنوز هم آنهایی که میشناسند به همین نام میگویند ( این نام پایو حسینیه را جناب آقا شیخ ابراهیم تقوی فر ) بر آن گذاشت , کربلائی علی آقا احمد میشود جد چهارم احمد علی نژاد چه خوب است به پیران خیر هر زمان احترام گذاشت و نام آنهارا به یادگار نگه داشت خداوند همه کسانی که ازخود اثری نافع بجا گذاشته اند رحمت کند , واقفین حمام ,مسجد ,حسینیه و خیراتخانه هایی که برای اسکان فقرا و مسافرین و درماندگان در زیبد بود که الان وجود ندارد خداوند همه را رحمت کند کربلابی احمد علی نژاد


 
ماجرای ساخت مسجد زیبد
ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥  کلمات کلیدی: اماکن و نمادهای زیبد

 

ماجرای ساخت مسجد زیبد در مصاحبه با حاج آقای صادقی امام جمعه حاج آقای صادقی به نقل از مرحوم شیخ میرزا احمد زیبدی نقل کردند:در حدود دویست و پنجاه سال قبل در زیبد شخصی به نام حاج محمد معروف به حاج محمد زیبدی زندگی می کرد.وی شخصی ثروتمند و رییس روستا بود در آن روزگار مردم بخاطر ناامنی در قلعه زیبد زندگی می کردند.ازطرف دیگر عده ای از اراذل و اوباش با حاج محمد مخالف بوده و مترصد فرصتی بودند تا قلعه زیبد را غارت نمایند.ولی حاج محمد به آنها اجازه این کار را نمی داد و آنان را سرکوب میکرد. در یکی از روزها که حاج محمد به سفر رفته بود این اراذل با یکدیگر هماهنگ شده و یکی از انها به در قلعه امده و با گریه و زاری ظاهرا ابراز ندامت و توبه می کند. فرزند حاج محمد که در غیاب پدر رییس قلعه بود با مشاهده گریه وی در قلعه را باز میکند.این شخص وارد قلعه شده و از کارهای قبلی خود ابراز پشیمانی مینماید .فرزند حاج محمد وی را به داخل اتاق دعوت نموده و خود به خواندن قرآن مشغول میشود. در یک فرصت مناسب این شخص تفنگی را که بدیوار نصب بوده برداشته با قنداق آن محکم برسر فرزند حاج محمد میکوبد و وی را از پای درمی اورد.ظاهرا کسی در داخل قلعه متوجه ماجرا نشده است.وی سپس درب قلعه را باز نموده و دوستان خود را بداخل قلعه راه میدهد و آنها هم به غارت قلعه و آزار ساکنین در قلعه می پردازند و قلعه را متصرف میشوند.

 

 

حاج محمد وقتی از سفر برگشت با مشاهده تصرف قلعه به طبس رفته و برای مقابله با اوباش تفنگچی از طبس استخدام مینماید .تفنگچیها در راه گناباد به هر آبادی که می رسیدند بغارت می پرداختند.حاج محمد قلبا راضی به این کار آنها نبود ولی چاره ای نداشت.تفنگچیها پس از رسیدن به زیبد با اوباش قلعه درگیر شده و آنها را سرکوب نمودند و قلعه مجددا به تصرف حاج محمد درآمد.مرحوم حاج محمد برای جبران خسارتهایی که تفنگچیها در راه ببار آورده بودند مسجد و حمام زیبد را وقف می نماید.بر کتیبه سر در مسجد زیبد ماده تاریخ ساخت مسجد موجود است: در زمانی که زتاثیر ستم میشد افغان ضعیفان به فلک حضرت حاج محمد که بود از صفات حسنه رشک ملک ساخت این مسجد فردوس نظیر ...گفتمش "جنت خلد وعدک" جنت خلد وعدک بحساب ابجد برابر سال 1187 قمری میشود


 
تاریخ تعزیه خوانی در زیبد
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥  کلمات کلیدی: اماکن و نمادهای زیبد

با سلام (مصاحبه مرحوم حاج علی صادقی نسب درباره تاریخ تعزیه خوانی در زیبد که در سال 91 انجام شده و در نشریه پنجره زیبد چاپ شده است). حاج اقای صادقی نسب . شما را بعنوان یکی از پیشکسوتان شبیه خوانی و تعزیه در زیبد می شناسند.از سوابق خود بگویید و از اینکه از چه زمانی شبیه خوانی را آغاز کردید ؟ سلام علیکم . اینجانب از سن 7-8 سالگی این کار را شروع کردم.اولین نقش من حضرت سکینه بود بعدها حضرت علی اکبر و بالاخره حضرت اباالفضل که تا10-12 سال قبل نقش حضرت ابالفضل را ایفا می نمودم. مشوق شما در این کار چه کسی بود؟ من از کودکی صدای خوبی داشتم .

مرحوم میرزای شبیه خوان که نام اصلی ایشان میرزا محمد سعید بود با دیدن استعداد من و امتحان من مرا تشویق کرد که شبیه خوانی کنم.مرحوم پدرم(کربلایی حسین) و مردم روستا هم مرا خیلی تشویق می کردند. درباره مرحوم میرزای شبیه خوان بیشتر بگویید آن مرحوم صدای خیلی خوبی داشت و 70 نوع شبیه خوانی از حفظ داشت و به همه آموزش می داد.صدای ایشان بهترین صدای آن موقع در زیبد محسوب می شد. ایشان استاد همه شبیه خوانان فعلی ذر زیبد بود.از دیگر بزرگان مرحوم شیخ حسن خوری بود که از اهالی خور بود. اوهم در کار شبیه خوانی وارد بود و روضه خوانی هم میکرد.مرحوم حاج آقای وثوق بزرگ هم بود که در نقش امام حسین و امام سجاد ظاهر میشد و نقش ایشان خیلی در مردم تاثیرگذار بود . همدوره ایهای شما در شبیه خوانی چه کسانی بودند؟ مرحوم کربلایی عباسعلی اکبری( درنقش حضرت زینب) –مرحوم حاج عباسعلی میلانی(معروف به شمر) و مرحوم میرزا احمد زیبدی (در نقش امام حسین).جالب اینجاست که گروه ما بقدری مشهور بود که برای اجرای مراسم در روستاهای دور و نزدیک ما را دعوت می کردند. و بنده را به اسم حضرت عباس و مرحوم حاج عباسعلی میلانی را بعنوان شمر میشناختند. محل شبیه خوانی در آن زمان کجا بود/ شبیه خوانی در مسجد زیبد و مراسم قتلگاه در پشت قلعه مکان معروف به سرپروند برگزار میشد. . فعالیتهای دیگر شما چه بود؟ در گروه پیشخوانی (مراسم شعرخوانی که قبل از روضه در مسجد برگزار شده و مطلع شعر معروف آن این است:آبش نداده اند و لب تشنه کشته اند ...در دشت کربلا)شعر میخواندم.در جوانی سردسته هیات سینه زنها بودم.مرجوم کربلایی عباسعلی بنا هم سردسته هیات زنجیرزنها بود. زنان هم در تعزیه خوانی نقش داشتند؟ در زیبد نقش نداشتند ولی از گناباد گاهی زنان برای ایفای نقش حضرت زینب و سایر زنان کربلا به زیبد می آمدند و نقش ایفا می کردند. از خاطرات جالب خود بگویید سالهای قبل از انقلاب بخاطر خشکسالی مردم اکثرا برای امرار معاش سرکوره آجرپزی به تهران می رفتند . یک سال که بنده به تهران رفته بودم یکی از زیبدیها من را دیده بود و به شوخی گفته بود سال چقدر سخت شده که حضرت عباس هم برای کارکردن به تهران آمده است! از خاطرات دیگر ما اینکه در مراسم شبیه خوانی مختار قاتلین امام حسین توسط مختار دستگیر و مجازات می شدند این مراسم به همین دلبل مراسم شادی بود و مردم برخلاف دیگر شبیه خوانی هاخوشحال می شدند و مراسم خنده داری بود.


 
موقوفات زیبد
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥  کلمات کلیدی: موقوفات

مردمان روستای اسطوره ای و کهن زیبد از دیرباز در امور خیر پیش قدم بوده اند و از سال ها قبل بخشی از اموال خود را وقف موضوعات عام المنفعه در روستا کرده اند. متاسفانه به دلیل نبود متولی خاصی بابت سامان دهی موقوفه ها، بخشی از آنها به فراموشی سپرده شده است و بیم آن می رود اگر وضع به همین منوال پیش برود بسیاری از این موقوفات به فراموشی سپرده شود و ما مدیون واقفین عزیز باشیم . چندی قبل این مشکل به حاج آقا صادقی منتقل و از ایشان درخواست نمودیم تا برای آن چاره ای اندیشیده شود. پس از طرح پیشنهادات مختلف مقرر گردید ایشان شخصا جناب آقای مهدی قاینی، دهیار پرتلاش و خستگی ناپذیر زیبد را مأمور جمع آوری اسناد و مدارک موقوفات زیبد نماید. در همین راستا مطلع شدیم حکم ایشان توسط امام جمعه محترم صادر گردیده و جناب قاینی در اولین فرصت اقدامات لازم را بعمل خواهند آورد. از کلیه همشهریان عزیز درخواست می گردد با ایشان کمال همکاری را داشته باشند.


 
دعوتنامه
ساعت ٧:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥  کلمات کلیدی:

‎( ادخلوها بسلام آمنین )
‎گرت ز دست برآید چو شمع تابان باش
‎بسوز خویشتن و جمع را فروزان باش
‎فضای  تیره ی کاشانه ای  منور  ساز
چو آفتاب درخشنده نور افشان باش
‎ببند  تا  بتوانی  کمر  به  خدمت خلق
‎بدین وسیله خود اندر پناه یزدان باش
‎ سرور محترم،
 از کمالات اختصاصی انسان، احسان است. این موهبت عظمی که آیت کبرای الهی است، مختص خداوند سبحان و انسان است و بهای هر انسان به اندازه ی احسان اوست. ( و احسن کما احسن الله الیک )
‎موسسه خیریه سرو سبز کهن زیبد با بدرقه دعای خیر شما مردم شریف، در راستای گسترش احسان و نیکوکاری  و مساعدت از مستمندان و دانش آموزان مستعد و ... دست در دست شما  و با چشمانی منتظر  ، قدرت و نعمت الهی را به تماشای تامّل و تفکر در بخشش لایزال خداوندی به دست نیکوکارانی چون شما گذاشته است.
‎از اینکه با بهر ه گیری از فیض لایتناهی الهی با همت و حمیت وسیع و وثیق  با مشارکت و معاضدت مالی ، معنوی و اندیشه ای  در  کمک به  این موسسه با تعمیق شناخت آثار خیرات و برکات احسان و نیکوکاری، با حس همسویی و همگرایی، سخاوتمندانه و کریمانه اهتمام خواهید ورزید؛ سپاسگزاری نموده و به شکرانه ی این توفیق الهی و به پاس این عمل صالح و پسندیده،  با تکیه بر اشاعه و توسعه ی این کار خداپسندانه ،آرزو داریم  توفیق رفیق طریق تکامل معنوی و معرفتی شما گردد و این الگوی بایسته در سطح جامعه تعمیم و تکثیر یابد. ان شاء الله
 
‎به دعا آمده ام هم به دعا دست برآر
‎که وفا با تو قرین باد و خدا یاور ما
 
‎لطفاً کمک های نقدی خود را از طریق
حساب خیریه:


۵۵۶۰۳۸۱۴۱۸۴۹۶۹/۱۲

شماره شبا:


۷۴۰۲۱۰۰۰۵۵۶۰۳۸۱۴۱۸۴۹۶۹۱۲

شماره کارت:


۶۲۷۷-۶۰۱۸-۴۲۹۰-۵۹۳۵

مبذول فرمایید.
‎با تشکر و آرزوی تندرستی

https://telegram.me/zibadiha


 
پند اخلاقی
ساعت ٧:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥  کلمات کلیدی: پند اخلاقی

🌹همه روز روزه بودن
🍂همه شب نماز کردن
🌹همه سال حج نمودن
🍂سفر حجاز کردن
🌹به خدا که هیچ کدام را
🍂ثمر آنقدر نباشد
🌹که به روی نا امیدی
🍂در بسته بازکردن


 
🔴داستان پندآموز
ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥  کلمات کلیدی:

روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسلها درون بشکه بود وپیرزنی آمد که ظرف کوچکی همراهش بود
و به بازرگان گفت :
از تو میخواهم که این ظرف را پر از عسل کنی که تاجر نپذیرفت وپیرزن  رفت  ..
سپس تاجر به معاونش سپردکه آدرس آن خانم را پیدا کند وبرایش یک بشکه عسل ببرد  ...
آن مرد تعجب کرد وگفت
ازتو مقدار کمی درخواست کرد نپذیرفتی والان یک بشکه کامل به او میدهی .
تاجر جواب داد :
ای جوان او به اندازه خودش در خواست میکند ومن در حد و اندازه خودم به او میدهم  ..                  
اگر کسی که صدقه میداد به خوبی میدانست ومجسم میکرد که صدقه ی او پیش از دست نیازمند در دست خدا قرار می گیرد  ...
هر آینه لذت دهنده بیش از لذت گیرنده بود.
این یک معامله با خداست.

🆔 @zibad


 
پند اخلاقی
ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۱٠/٥  کلمات کلیدی: پند اخلاقی

 


شاد کردن قلبی با یک عمل
بهتر از هزاران سر است
که به نیایش خم شده باشد.